X
تبلیغات

اسلایدر

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

زیست شناسی - بررسی نظریه تکاملی داروین از نظر دین وعلم
 
زیست شناسی
وبلاگی مفید برای دوست داران زیست شناسی
جمعه 1392/04/14 :: 2:23 بعد از ظهر ::  نويسنده : مهدیه

 تصاویری از آثار بجا مونده در بدن اجداد انسان که با زندگی امروز چندان سازگاری و فایده ای ندارن...

زائده روی گوش

لوزه سوم

آپاندیس که فلسفه وجودی اون به انسان گیاه خوار مربوط میشه

عضلات فولیکول مو که در هنگام احساس خطر موهای انسان رو سیخ میکرد تا دشمنشو بترسونه (مثل گربه سانان)

پلک سوم باقی مونده غشای چشمه که هنوز هم در حیووناتی چون مرغ‌، سوسمار و کوسه ماهی‌ها وجود داره.

سینوسها که علت وجود اونها در بدن هنوز مشخص نیست

لوزه‌ها دو غده کوچیک در دو سمت گلو هستن که احتمال عفونت و همین‌طور ایجاد ورمشون وجود داره.

 

دندان عقل برای تغذیه از گوشت ماموتها که انسان امروز نیاز چندانی به اونها نداره

دنبالچه که باز هم انسان امروز به اون نیازی نداره و باقی مونده انتهای ستون فقرات برای اتصال به دم بوده

 

داروین با بررسی لایه‌های سنگی و سنگواره‌ها در نقاط مختلف شواهد زیادی در تأیید نظریاتش پیدا کرد. در جزایر گالاپاگوس او فسیل‌هایی بسیار نزدیک ولی نه کاملاًً همانند با اشکال زنده پیدا کرد. وی مشاهده کرد که لاک پشت‌های ساکن در هر جزیره ی کمی با لاکپشت‌های جزیره مجاور متفاوت هستن و سهره‌های جزیره‌های مختلف تفاوت کمی با یکدیگر دارن. از نظر داروین بهترین توضیح این بود که انواع تغییر می‌کنن و اعضای هر گونه، نیای( جد ) مشترکی دارند

 

عکسهای زیر یک نمودار کامپیوتریه که توسط موسسه داروین در دانشگاه هاروارد ترسیم شده و رشد تکاملی رو نشان میده

. تغییرات بسیار عجیبه که طی ۱۰ تا ۲۰ میلیون سال اتفاق افتاده !!

 

 

تکامل از نظر دین

یکی از سوالاتی که همیشه باهاش در ایام نوجوانی و جوانی درگیر بودیم این نظریه تکامل داروین بود. طبق نظریه داروین موجودات از تک سلولی همینجوری پیشرفت کردن و شدن ما که الان انسان هستیم و داروین می گوید که مثلاً انسان ۸ جَد داشته تا به انسان رسیده و کج اندیشان و کُفّار از این نظریه سوء استفاده کرده و میگن خدا در قضیه آفرینش نقشی نداشته. طبق نظریه دینی آفرینش، خداوند حضرت آدم(ع) را خلق کردند و به زمین فرستادند و همینطوری ادامه پیدا کرده تا رسیده به ما. طبق نظریه داروین عُمرِ نژاد انسان به چند میلیون سال یا چند صد هزار سال میرسه. طبق نظریه اسلامیِ آفرینش، عُمر نژاد انسان از حضرت آدم علیه السلام به حدود ۱۳ هزار سال میرسه(!) که با توجه به فسیل و سنگواره و … نظریه داروین منطقی تر به نظر میرسه و عوام باور میکنن و به دین میگن خرافات و ضد علم و …

البته نظریه داروین در حدِّ یک نظریه باقیمانده و اثبات نشده ولی به مدد شانتاژ تبلیغاتی کُفّار طوری تبلیغ میشه که انگار وحی مُنزله!

همگی دیگر به نظریه داروین یا همان داروینیسم تا حدودی آشنا هستیم. متاسفانه عده ای اسلام را مانند دیگر ادیان تحریف شده تصور نموده و فکر کرده اند که اسلام جوابی برای این نظریه ندارد و باید مسلمانان نیز مانند پیروان دیگر ادیان این نظریه را مخالف نظریه آفرینش بدانند تا دینشان حفظ شود. حال آنکه اسلام به هیچ عنوان نظریه داروین را رد نمی کند و بلکه می تواند مهر تاییدی نیز قرن ها پیش از مطرح شدنش به آن زده باشد…

 برای اثبات این گفته به حدیث زیر از امام پنجم شیعیان حضرت باقر العلوم (ع) توجه فرمایید:

  امام باقر(ع): انسانهای موجود کنونی نسل هشتم از نسل انسان است که به وجود آمده و منقرض شده است. (1)

 

جهت تایید این روایت از نظر روایی نگاهی به قرآن کریم می اندازیم.

قرآن کریم می فرماید: بیاد آر آنگاه که پروردگار تو به ملاکه فرمود من در زمین خلیفه برگمارم. ملائکه گفتند پروردگارا می خواهی کسانی را بگماری که فساد کنند در زمین و خونها بریزند حال آنکه ما خود تو را تسبیح و تقدیس می کنیم. خداوند فرمود من می دانم چیزی که شما نمی دانید. (۲)

این آیه به نظر قریب به اتفاق علما نشان از آن دارد که انسان هایی از نوع دیگر قبل از پیدایش انسانی با نام آدم وجود داشته اند که ملائکه به نوع رفتار انسان ها علم داشته اند. جالب اینجاست که در آیات بعد نیز به این اشاره شده است که خداوند اسم هایی را به آدم آموخت و سپس در پپیشگاه ملائکه از او سوال کرد و انسان پاسخ داد و حقایق آن اسماء را بر ملا کرد. که این خود حتی می تواند تاییدی بر تکامل یافتن مغزی انسان و افزایش قدرت یادگیری او نسبت به نسل های قبلی نیز باشد.

علامه مجلسی(ره)

حال نگاهی به منبع این حدیث امام باقر (ع) می اندازیم. منبع این حدیث کتاب بحار الانوار است که توسط علامه مجلسی (متوفی ۱۱۱۰ هجری قمری) (۳) در سال ۱۰۷۰ و به مدت ۴۰ سال و در چندین جلد گردآوری و تالیف شده است. حال اگر ما بسیار بدبینانه زمان وفات مولف کتاب بحار الانوار را تا زمان کنونی محاسبه کنیم متوجه می شویم که مرحوم علامه مجلسی مؤلف کتاب بحار الانوار در ۳۲۳ سال پیش فوت کرده اند. حال آنکه آقای داروین نظریه خود را در سال ۱۸۵۸ میلادی به صورت رسمی مطرح کرده اند.(۴) و این یعنی ۱۵۴ سال پیش از زمان حاضر.

 به عبارت دیگر داروین ۱۶۹ سال پس از فوت علامه مجلسی نظریه اش را مطرح کرده است. و این جای هرگونه ادعای تقلب در مورد این حدیث را باطل می کند. زیرا که حتی این حدیث قبل از نظریه داروین نه تنها سودی برای شیعیان نداشته است بلکه دست آویزی برای دشمنان شیعیان نیز می توانسته قرار گیرد.

نکته ای هم در مورد اعداد بکار برده شده در اینگونه آیات و احادیث وجود دارد. آنچه که در این حدیث مورد توجه است واژه نسل و تعدد اجداد منقرض شده پیش از انسان است. و تعداد آن (یعنی عدد هشت) بستگی به سلیقه مطرح کننده قول دارد. چرا که ایشان می تواند معیار های متفاوتی برای گذر از یک نسل به نسل دیگر با فرد دیگری مانند داروین یا دانشمندان دیگر داشته باشد هر چند که ممکن است با تکمیل حلقه مفقوده و ثابت شدن نظریه داروین دانشمندان تعداد اجداد انسان را ۸ معرفی کنند که این به سلیقه آنها در انتخاب معیار هایشان بستگی دارد. همین گونه است که خداوند در قرآن می فرماید که ما جهان را در چند دوره آفریدیم و در اینجا تعداد این دوره ها مد نظر نیست. چراکه در اینجا خداوند مطرح کننده این سخن است و معیار های ایشان ممکن است با معیار های یک دانشمند برای گذر از یک دوره به دوره دیگر متفاوت باشد.

لذا آنچه مهم است توانایی عجیب این حدیث در تطابق یافتن با نظریه داروین است که قرن ها بعد مطرح شده است. آنچه اسلام می گوید هبوط بعد روحانی آدم است نه بعد جسمانی او. در صورت تمایل به تحقیقات در مورد نحوه هبوط آدم و رفع شبهاتتان در این مورد می بایست به برخی بحث های فلسفی و عرفانی از جمله مسئله اصل و عکس آگاهی داشته باشید وسپس با استفاده از آیات قرآن و برخی احادیث معتبر برای همیشه مساله را برای خودتان حل کنید.

در صورتی که نظریه داروین نیز مورد تایید قرار گیرد نه تنها اسلام زیر سوال نمی رود بلکه حرف هایی هم برای گفتن خواهد داشت.

 حال آنانکه بخواهند هدایت شوند هدایت می شوند و می فهمند که اگر دانشمندان غربی با اسلام آشنا بودند و برخی به جای اینگونه احادیث، پوسته و شرعیات این دین را به عنوان اسلام به دیگران معرفی نمی کردند. هم اکنون بیشتر جهان مسلمان بود.

 

1- بحار الانوار ج۸ ص ۳۷۴، روایت ۱، ص ۳۱۹، روایت ۱

۲- سوره بقره آیه ۳۰

۳- دانشنامه ویکی پدیا

۴- دانشنامه ویکی پدیا

______________________________________________________________________________________

بازخوردهای فرهنگی و اجتماعی

تکامل و ادیان

تکامل و مسیحیت

بسیاری از ادیان این نظریه را خلاف تعلیمات دینی خود تلقی می‌کنند و با پذیرفته شدن و یا آموزش آن مخالفت می‌کنند. این موضوع در کشورهایی مانند آمریکا از مسائل جنجالی سیاسی کنونی می‌باشد و غالباً تعداد زیادی از اعضای جناح‌های محافظه‌کار بر ضد آموزش این نظریه در مدارس دولتی فعالیت می‌کنند. مخالفت با تکامل گروهی از مسیحیان را به تلاش برای جایگزین کردن آن با مفهوم طراحی هوشمند رهنمون کرده‌است.

اما اخیرا واتیکان مدعی شده‌است که این نظریه با دیدگاه مسیحیت درباره خلقت تطابق دارد. به گزارش مهر به نقل از تلگراف، اسقف اعظم جیانفرانسکو راواسی رئیس شورای پاپی فرهنگ واتیکان اظهار داشت درحالی که کلیسا نسبت به نظریه داروین در گذشته رویکرد خوبی نداشته‌است، ایده تکامل را می‌توان در سنت آگوستین و سنت توماس آکویناس دنبال کرد.

جوزپه تانزلا نیتی استاد الهیات دانشگاه پاپی سانتا کراس در رم یادآور شده‌است که سنت آگوستین متأله قرن چهارمی هرگز با واژه تکامل آشنایی نداشت اما می‌دانست که انواع زندگی به آرامی در طول زمان متحول می‌شوند. آکویناس نیز در قرون وسطی چنین دیدگاهی داشته‌است.

وی همچنین به پاپ پیوس دوازدهم اشاره کرد که بیش از ۵۰ سال پیش تکامل را به عنوان یک رویکرد موثق علمی به رشد انسان توصیف کرده بود.

به عبارت دیگر جمع کثیری از مسیحیان به ما می‌گویند که در صورت صحت این نظریه، می‌توان گفت خداوند خالق سازوکار خود تکامل بوده‌است.

تکامل و اسلام

مفسرانِ اسلامی دیدگاه‌های مختلفی دربارهٔ نظریه تکامل دارند. از دیدگاهِ مخالف گرفته که تکامل را رد می‌کند تا دیدگاه میانه‌رو و دیدگاه موافق تکامل:

دیدگاه مخالف

به عقیده محمد حسین طباطبایی، در هر حال نظر قرآن خلقت ثبوتی و دفعی است و نظریه تکامل از دید قرآن مردود است.

 محمدتقی مصباح یزدی، نظریه خلقت قرآن را معجزه می‌داند و تصریح می‌کند که حقیقت اعجاز قرآن از منظر نظریه‌های علمی قابل فهم نیست.

دیدگاه میانه‌رو

مرتضی مطهری و علی شریعتی داستان خلقت بشر در قرآن را نمادین می‌دانند.مرتضی مطهری در حالی که نظریه تکامل را نفی نمی‌کند ولی به تکامل به صورت مجزا در مورد گونه‌ها باور دارد و داشتن اجداد مشترک برای انسان و میمون را انکار می‌کند. وی به این موضوع معتقد است که آیات قرآن به خلقت مستقل انسان اشاره دارد.

 

جعفر سبحانی معتقد است «تکامل الزاماً مبطل نظریهٔ ناظم الهی نیست، زیرا طرفداران نظریهٔ ناظم الهی می‌توانند بگویند که ناظم الهی برای خلق جهان و موجودات پیچیده تر طرح بلند مدتی برگزیده‌است.»

 

ناصر مکارم شیرازی می‌نویسد: «با این که بسیاری کوشش دارند میان این فرضیه [تکامل] و مسئله خداشناسی تضاد قائل شوند و شاید از یک نظر حق داشته باشند؛ چرا که... جنگ شدیدی میان ارباب کلیسا از یک سو و طرفداران این فرضیه از سوی دیگر به وجود آورد... ولی امروزه برای ما روشن است که این دو با هم تضادی ندارند؛ یعنی ما چه فرضیه تکامل را قبول کنیم و چه... رد کنیم، در هر دو صورت می‌توانیم خداشناس باشیم... آیات قرآن هر چند مستقیما درصدد بیان مسئله تکامل یا ثبوت انواع نیست، ولی ظواهر آیات (البته درخصوص انسان) با مسئله خلقت مستقل سازگارتر است، هرچند کاملا صریح نیست. ظاهر آیات خلقت آدم، بیش‌تر روی خلقت مستقل دور می‌زند؛ اما در مورد سایر جانداران قرآن سکوت دارد.»

دیدگاه موافق

 در دیدگاه علی مشکینی و یدالله سحابی، قرآن به تکامل تدریجی و پیوستگی نسلی تصریح کرده‌است.

مواجهه ایرانیان با نظریه تکامل

نخستین آشنایی فارسی زبانان با نظریه فرگشت به دوره قاجار و ترجمه‌های صورت گرفته در آن دوره باز می‌گردد. در این دوره یکی از معلمان دارالفنون به نام میرزاتقی خان انصاری کاشانی گزارشی از مهمترین کتاب داروین، یعنی اصل انواع بنا بر انتخاب طبیعی، را در کتابی به نام جانورنامه منعکس نمود که در ۱۲۸۷ (یازده سال پس از انتشار اصل انواع) به چاپ رسید.

از این نخستین آشنایی تا ترجمه‌های دیگر، به ظاهر سالها فاصله افتاد چراکه ترجمه شش فصل از پانزده فصل اثر مذکور با نام «بنیاد انواع بوسیله انتخاب طبیعی» یا «تنازع بقا در عالم طبیعت»، به قلم عباس شوقی در فروردین ۱۳۱۸ و ترجمه کامل آن با نام «منشأ انواع» به قلم نورالدین فرهیخته در ۱۳۵۷ ش منتشر شد. در این فاصله، قسمتهایی از این کتاب و نیز دیگر آثار داروین به صورت پراکنده ترجمه شد. اما این موضوع به معنای ناآشنایی و مواجه نشدن با این نظریه در طول این سالها نیست، چرا که ایرانیانِ اهل علم در این دوره به واسطه زبان عربی ــ که نظریات داروین اندکی پس از انتشار در آن منعکس شد. مثلاً علی‌اصغر حکمت که کتاب لودویگ بوخنر در باره نظریه داروین را از روی ترجمه عربی شبلی شُمَیِّل به فارسی بر گردانده، در مقدمه آن نوشته که در ایام جوانی به واسطه همین کتاب با این نظریه آشنا شده و حتی آن را ترجمه کرده بوده، اما به سبب مساعد نبودن شرایط انتشار چنین کتابی در آن زمان، چاپ آن سالها به تعویق افتاده‌است.

 با وجود مدارکی که علوم ژنتیک و فسیل شناسی در مورد تکامل انسان خصوصا در دو دهه اخیر ارائه داده‌اند، هنوز در کتابهای درسی در مدارس ایران بر خلقت مستقل انسان که ریشه در باورهای مذهبی دارد تاکید می‌شود و هیج مطلبی در مورد اجداد مشترک انسان و میمون به دانش آموزان تدریس نمی‌شود.

تصورات نادرست

تکامل قانون دوم ترمودینامیک را نقض نمی‌کند. یک استدلال معمول علیه تکامل این است که آنتروپی طبق قانون دوم ترمودینامیک با زمان افزایش می‌یابد و در نتیجه تکامل نمی‌تواند پیچیدگی بیشتر ایجاد کند. اما این قانون در مورد پیچیدگی اعمال نمی‌شود و در مورد سامانه‌های بسته اعتبار دارد که زمین چنین نیست.(با فضای بیرون ارتباط دارد)

 

 منابع:

1.کتاب بیو لوژی سولومون

۲.سایت ویکی پدیا

3.blog.sepehreftekhari.com

 hossein.kharazi.net.4

 



document.onmousedown=noRightClick

جاوا اسكریپت

 
 
تمامي حقوق اين وبلاگ محفوظ است |طراحي : پيچک